سلام بر شازده کوچولوی من که در عین بزرگ شدن و مرد شدنش مشکلاتش هم داره با خودش بزرگ می شهچند هفته هست که آراد من آراد همیشگی نیست و مرتب بغض و نگرانی داره جوری بهم ریختی که غیر از خودم مربی باشگاهت معلمت در مدرسه و مشاور مدرسه ات و معلم زبانت همه متوجه شدن و نگرانت شدن. چند مدت هست ترس از جدایی از من داری و در مدرسه و باشگاه بی دلیل بغض می کنی می زنی زیر گریه و دلیلش را فقط و فقط می گی دلم برا مامانم تنگ شده و این دلیل ساده برای بزرگ مرد کوچک من که استقلال جز اولین درسها و مهارتهای زندگیش بوده به شدت عجیبه و غیر قابل باور هست. برای عارضه یابی این هفته دو روز کامل از صبح تا ظهر تو مدرسه ات نشسته ام و رفتارهاتو بررسی کردم و با مشاور و معلم و بقیه کادر مدرسه صحبت کردم. رفتارتو با دوستات زیرذره بین گذاشتم و دیدم که چه قدر بین دوستای امسال و همکلاسی های پارسالت محبوب هستی و به طور یقین مشکلت از مدرسه نیست. یک روز امتحانی برای این که محل مشکل را پیدا کنم گفتم امروز حال نداری نرو مدرسه و کلی مقاومت کردی که می خوام برم و مطمئن شدم مشکل از مدرسه نیست. باشگاه هم نمی تونه دلیلش باشه چون مربی باشگاهت به شدت همراه هست و بهتر از این دیگه نمی تونه در کشف و حل مشکلت منو همراهی کنه. اون یه مرد واقعی هست که تو این شرایط مثل یک دوست کنار من قرارگرفته. مشکل اینه که حرف کشیدن از خودت هم بسیار سخته و دشوار هست. یک روز ظهر که از مدرسه اومدی پیشنهاد دادم دو تایی بریم ناهار رستوران و کمی با هم حرف بزنیم گفتی بریم خوشا شیراز رفتیم و حسابی با هم خوش گذشت ولی باز نفهمیدم مشکلت چیه . بعدش پیشنهاد دادم با هم بریم پارک موافق نبودی رفتیم خونه. فرداش با هم رفتیم سینما در طی فیلم سعی کردم با هم صحبت کنیم و ب شازده کوچولوی ما، امین آراد...
ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 140
تاريخ: شنبه
12 آذر
1401 ساعت: 12:21